تنها تر شدم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 19:57 توسط AmirParsa
|
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا برم ... میشکند
که خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند
توبمان و دگران وای... به حال دگران
هنوز هم میتوان درین هوای غلیظ
نفس کشید
یا مشکل از ریه های من است
شاید هم قلبم نمیتواند نفس بکشد، نمیدانم
می توانی از عمق عمیق ترین نگاه هایم ببینی؟
یا عمیق تر نگاهت کنم؟!
پیرمان می کنند و کهنه نمیشوند...
کسی نیس ؟
کاشکی بیاین، اگه یه شب بهتون نیاز داشته باشم امشبه