تنها تر شدم...

😓😓😓😓😓😓

نازک آرای تن ساقه گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا برم ... میشکند

دل خراب من دگر خراب تر نمیشود

که خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

توبمان و دگران وای... به حال دگران

ببینم

هنوز هم میتوان درین هوای غلیظ

نفس کشید

یا مشکل از ریه های من است

شاید هم قلبم نمیتواند نفس بکشد، نمیدانم

باز یه مشت چرت دارم مینویسم :)

تنهایی های عمیق من را

می توانی از عمق عمیق ترین نگاه هایم ببینی؟

یا عمیق تر نگاهت کنم؟!

میمیریم و زخم هامان نمیمیرند...

پیرمان می کنند و کهنه نمیشوند...

سلام

کسی نیس ؟

کاشکی بیاین، اگه یه شب بهتون نیاز داشته باشم امشبه

محدثع؟؟؟

تو کدومی؟؟؟

خیلی خلوته هاااااااااااا