کلا مهشید احساس میکنه من سطل زبالم ، هر چی هست رو من خالی میکنه . مثلا دیروز امده سس گوجه ریخته رو صورتم میگه داداش پارسا خونی شد بعد جیغ میزنه فرار میکنه ://